دی

دی
به زودی با نویسنده محبوبت آشنا می شوی و از تو خواستگاری می کند. اما چند ماه بعد با بهانه های مختلف از ازدواج با تو منصرف می شود. تو دلیل این عمل او را نمی فهمی، اما به زودی متوجه می شوی رمانی از او منتشر شده که شخصیت های آن بسیار شبته تو و پدر و مادر و خواهر و برادر و فامیلهایت هستند و در مقدمه کتاب هم توضیح داده که برای دستیابی به این داستان واقعی، مجبور شده به دختری زشت پیشنهاد ازدواج بدهد.
دیدگاه ها (۱۱)

بهمن انتظار به پایان رسید و بعد از سالها انتطار و فراز و نشی...

فروردین۴۶ بار به خواستگاری میری و جواب رد می شنوی اما در ۴۷ ...

آذر عید نوروز بعدی عروسیته و با اونی که سالها منتظرش بودی از...

آبان پسری که همیشه در دانشگاه از تو جزوه می گیرد، هیچ فکری د...

🟥رمان جدید🟥[برادر ناتنی] خلاصه: یکی از بزرگ ترین افراد باند ...

My lovely neighbor part : 23

رمان نابودی پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط