باز هم جمعه شدو غصه ی من تازه شده

باز هم جمعه شدو غصه ی من تازه شده
درد این بی خبری بی حد واندازه شده
بازهم جمعه شد چشم به ره مانده شدم
باز از دوری تو خسته و در مانده شدم
باز هم جمعه شدو ازتو خبر نشنیدم
باز از بی خبری های دلم نالیدم
باز هم درد فراغ کمرم را خم کرد
باز دوری تو چشمان مرا پر نم کرد
باز هم جمعه شد وچشم به در منتظرم
شاید آورد صبا ازمه رویت خبرم
دیدگاه ها (۱)

*تشکیل رنگین کمان در یک روز زیبای بهاری*

*نوح فیض و ناخدای قدرتی کشتی دریای جود و رحمتی هستی عالم همه...

گلایه‎ام ز دلی هست که بی تو مضطر نیستدو چشم بی هنری که بدون ...

جنبه نداری نخونویو ا.تجونگکوک تو چند ثانیه پرتم کرد رو تخت ب...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_۴٠۲_هی میگم بسه، هی مح...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط