هر بار که آمده ای

هر بار که آمده ای
آخرین بار بوده است
و هربار که رفته ای اولین بار
فردا تو را
برای اولین بار خواهم دید
همانطور که دیروز
برای آخرین بار دیدمت
شاید امروز نیز صدایت
که بارش شیرین توت
بر پرده کتای است
دهانم را آب بیندازد
ماه نیستی
تا در قاب نقره ای ات
هر بار که نو می شوی
حکایتی کهن باشد
افتاده به جان من
آغوش شعله وری هستی
که در چشم بر هم زدنی
کن فیکون می کنی مرا
و هر بار که رفتنم را
از پاگرد پلکان
تماشا می کنی
مانند قزل آلای نگون بختی
که یک عقاب تیز چنگ
از رودخانه قاپیده باشد
گیجم و نمیدانم
چه بر سرم آمده است
دیدگاه ها (۵)

ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر بر من منگر ، تاب نگا...

در انتظار توام در چنان هوایی بیا که گریز از تو ممکن نباشد تو...

ه دیدارم بیا هر شب، در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند دل...

دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی ز کدام باده ساقی به ...

مریم هوله شاعر تهرانی

مهدی سهیلی

چندپارتی (درخواستی) p5

فیلمش درباره ی زامبی هاست خودم دیدم خیلی قشنگه! کیا دیدن؟ با...

⭕️عشق غرور⭕️قسمت هفدهمبهنام سرش را بالا گرفت و نگاهش در نگاه...

قسمتی از جنایات کوروش هخامنشیره اوللطفا بدون تعصب و با تفکر ...

رئیس‌جمهور بود.از او در رابطه با پایان جنگ سؤال شد.سر را بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط