. پدرم یاد به من داد حسینی باشم

. پدرم یاد به من داد حسینی باشم

نوکرش باشم و پابست اباعبدالله
.
به یل ام بنین حضرت عباس قسم

هست،هستی من از هستِ اباعبدالله

بار ها گفته ام و بار دگر می گویم

نوکرم،نوکر دربست اباعبدالله
دیدگاه ها (۴)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

part 11

پدرم یاد به من داد حسینی باشم نوکرش باشم و پابست ...

پدرم یاد به من داد حسینی باشم نوکرش باشم و پابست ...

پدرم یاد به من داد حسینی باشم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط