myBlacklife

#my_Black_life
Part²³



تو دادگاه*
قاضی:آقای بک جین شما به ۱۵ سال حبس محکوم شدین
_باشه
+نگران من نباش‌ عزیزم
_باشه
+:))
_فقط وقتی برگشتم نبینم شوهر کردی بچه دار شدی
+باشه
_بوسش کرد*
+بغلش کرد*
_دوست دارم
+منم اوپا
از دادگاه خارج شد*
صدای گریه ی بچه*
+آخی چه بچه ی کیوتی
+مامان باباش کجاس؟
+فک کنم مامان بابا نداره
+من ببرمش خونه؟
﷼دخترم این نوه مه؟
+اره فک کنم
﷼میخوای به سرپرستی بگیریش؟
+اره چرا نه.مث بچه ی خودم بزرگش‌میکنم
﷼میخوای بیای خونه ی پدری؟
+گریه ش گرف*
﷼دخترم‌ من‌ تغییر کردم نگران نباش
+باشه ولی شرط داره.
﷼چه شرطی؟
+پدر و پدربزرگ خوبی باش و برو کار پیدا کن
﷼چشم تو هم از بچه مراقبت کن
+باشه
رفتن خونه*



The End?.....................


نویسنده:مالک رابین
دیدگاه ها (۲۶)

اسم رمان:#2my_Black_lifeشخصیت های اصلی:دونگ جو،پیل،یوری،بک ج...

بنر رو عوض کردم اون قبلیه ۲ تا دیگه لایک بخوره پارت میزارم

#my_Black_life Part²²‌_خب عزیزم حتما خسته ای. بیا باهم‌بریم ...

#my_Black_life Part²¹داشتن‌ بیرون دعوا میکردن که یهو یوری با...

p1ساعت نزدیک ۲نصف شب بود و هنوز تهیونگ خونه نیومده بود خیلی ...

part4🦋-مامان درش از این طرفه بیا ×باشه-سلام خانم من یه وقت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط