#parte 11

عرفان :《
راست میگفت چرا باید خودمو ازش قایم میکردم .
من دوسش داشتم بهش اعتراف کرده بودم ولی اون یادش نمیاد
تصمیم گرفتم برم دنبالش همه چیزو بهش بگم
وایساده بود جلوی در ترمز کردم تا سوارشه
-سلام عسل بیا بالا
سوار شد
-من میخوام بدونم شما چقد با من دوست بودید حتی مهسا بهم گفت تو بچگی چند بار همبازی بودیم
-درسته ؛ ولی چیز دیگ ای هم بین ما بوده ک کسی خبر نداشته
شکه شد
-چیبوده
-میخوام خودت یادت بیاد
-ی ینی چی
-خودت میفهمی

اول بردمش همون پارک ک اولین بار دیدیمش
و همه چیزو از سیر تا پیاز براش تعریف حتی از حضور اون پسرع هم براش گفتم
عسل:《
اونجا برام خیلی آشنا بود
شروع کرد همه ی اون اتفاقاتی ک اونروز افتاده بود و برای اجرا کرد
داش همه چیز یادم میومد و همراهیش کردم کل اونروز تکرار شد
احساس سر گیجه کردم دستم و ب دیوار تکیه دادم انگار شک ب مغزم وارد شده بود
ک آیدین متوجه شد و از اونجا رفتیم
-آیدین؟
-....جانم
-من دارع یچیزایی یادم میاد
-خوب؟
-یادم اومد دیگ ینی نسبت ما فقط همین بودع و بعدش استخدام شدیم خیلی اتفاقی؟
-استخدام شدنمون اتفاقی بود حتی از همین طریق عرفانو پیدا کردیم
-آرع آرع ک بعدش ی گروه زدو تو بهم گفته بودی ک باهات راحت باشم و گفتی س.ی.گ.ا.ر نکشم
وسط حرفم مکث کردم
ینی چتارو خونده بودم ک اینارو یادم اومده بود
-من س/ ی/گ/ر/ میکشیدم؟

-آرع منم میکشیدم ولی ما بهمدیگ قول دادیم ک ترک کنیم اینو یادت میاد؟
-ن
راه افتاد رفت ی جایی ک بچه ها گفته بودن شرکتی ک توش استخدام شده بودم بود
-چرا اومدیم اینجا
-متوجه میشی
راه افتاد ب سمت ی اتاق بغل اتاق عرفان
ک دوتا میز داشت ک رو یکی اسم من بود و یکی دیگ اسم آیدین
اتاق طراحی بود ک فکنم ما طراحای شرکت بودیم
آرع رشته من گرافیک بودو از طراحی خشم میومد اینو بهم گفتن
-نگا کن اونجا نشسته بودی سرع میز خودت اومدی سمتم و گفتی میشع ازت ی خواهشی کنم یات میاد؟
سکوت کردم
سکوت
سکوت
و سردرد
سردردی ک داشت باعث میشد اونا یادم بیاد
-یادم اومد
-خوبه ؛بعدش یادت میاد چ خواهشی ازم کردی؟
سرم خیلی داشت درد میکرد
رسماً داشت منفجر میشد
-خوبی عسل چرا رنگت پرید
-آیدین من ازت خواستم برای آخرین بار سیگار بکشیم درسته؟
-آرع آرعع
یادت اومد
-اوهوم
-دنبالم بیا
-باشع
از اتاق خارج شد و وارد آسانسور شد
توی اتاق یادم اومده من ب آیدین حسی داشتم
ولی الان نمیدونستم اونم دوسم داشته یا ن
دیدگاه ها (۱)

Love you پارت سوم&عاها-هومم«سوجین تو دلش میگ باهات مهربون تر...

یه دخترم تو داستان بندع هست ولی یادم رف عکسشو بذارم🚬🗿crazy s...

Love you پارت دهم-ارع بد شد بود -چییی چرا ظلع زدی بهم&چقد خو...

Love you پارت دوم-تو#من-نه کناریت &منو میگی -ارع با خودت ابل...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط