حال این روزهای مرا به کسی نگویید

حال این روزهای مرا به کسی نگویید
اگر سراغ گرفتند
بگویید خوب است و دل از دلش تکان نخورد
بگویید امسال هم دریغ نیست از سالهایی که گذشت
بهار همان بهار است
اما نگویید آفتابش دیگر آن آفتاب نیست
بگویید
کار می کنم ، نان در می آورم
اشتها دارم و نان می خورم
دلتنگ نمی شوم
نگران رفتن کسی نیستم
حسرت نداشتن کسی رو ندارم
و خلاصه کیف مان کوک است و قرار است بماند
حال این روزهای مرا به مادرم هم نگویید
حالت"خوب"هم که باشد مادرها نگران می شوند
بگویید خوشحال است و یک طوری بگویید که خودتان هم باورتان شود




"او از هنـــــر چیزی نمی فهمید اما ...
من هاله ای نرم از غـــزل ها بر تنم بود"
دیدگاه ها (۵)

تو را بی روسری دیدم عجب طوفان دلچسبیتشکر باد پاییزی تشکر از ...

گیسویت را باز کن انا فتحنایی بگودل پریشان است "بسم الله الرح...

پدرم گفت پسر جان به کسی دل ندهیدل که نه حضرت بانو سر و جان ر...

مهم نیست نوشته های درهم و برهم مرابخوانی یا نه؛من برای دلِ خ...

هر که رو انداخت، خاطرجمع زائر می شودقبل زائر کوله بار راه، ح...

آن روی دیگر آقای لاریجانی‌این متن را از روی دیدار دوساعته جذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط