غزلی تازه نوشتم غزلی تازه برات تا بخوانی و بگویی: به فدای

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه برات تا بخوانی و بگویی: به فدای غزلات غزلی مثل تو شیرین غزلی مثل تو شاد مثل چشمای قشنگت تو شب رقص نگات غزلی سبزو صمیمی غزلی نرم و لطیف مثل ابریشم دستات مثل آهنگ صدات غزلی مثل غزل های جوانی خودم با همان وزن ملیح فعلاتن فعلات گفتم و از لب این پنجره دادم به نسیم و پراکنده شدن توی هوا این کلمات: "دوستت دارم" و "من عاشقتم" "قلب منی" "بی تو می میرم" و "دلبندم" و "جانم به فدات" واژها مثل پرنده پر زدن تا بشینن نرم و آهسته کنار یکی از پنجره هات واژه ها منتظرن پنجره رو باز کنی تا
دیدگاه ها (۱)

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه براتتا بخوانی و بگویی: به فدای غزل...

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه براتتا بخوانی و بگویی: به فدای غزل...

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه براتتا بخوانی و بگویی: به فدای غزل...

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه براتتا بخوانی و بگویی: به فدای غزل...

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه براتتا بخوانی و بگویی: به فدای غزل...

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه براتتا بخوانی و بگویی: به فدای غزل...

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه براتتا بخوانی و بگویی: به فدای غزل...

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه براتتا بخوانی و بگویی: به فدای غزل...

غزلی تازه نوشتم..غزلی تازه براتتا بخوانی و بگویی: به فدای غز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط