و او بازهم در خلوت خود گریست چون می دانست زخم هایش خوب نخ

و او بازهم در خلوت خود گریست چون می دانست زخم هایش خوب نخواهد شد .
دیدگاه ها (۴)

کاش بهترین تصمیمم نبود...

𝕴𝖓 𝖙𝖍𝖊 𝖊𝖒𝖇𝖗𝖆𝖈𝖊 𝖔𝖋 𝖙𝖍𝖊 𝖓𝖎𝖌𝖍𝖙, 𝖘𝖊𝖈𝖗𝖊𝖙𝖘 𝖑𝖎𝖊 𝖍𝖎𝖉𝖉𝖊𝖓. 𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉 𝖉𝖗𝖎𝖕𝖘...

گل گفت: امروز یکی بهم گفت چقدر خوشگلی! شاهزاده کوچولو گفت: خ...

عزیزکرده کجایی که ماه پوزخند میزند و میگوید:کجاست آنکه با من...

زخم هام خوب شد ولی جاش موند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط