مشت می کوبم بر در

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی
با شما هستم
این درها را باز کنید ...

آذر93
دیدگاه ها (۱)

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

عاشقانه های شبنم

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

سرعت استحاله را می بینید!؟✍ محمد صالح مشفقی پورآذر ماه ۱۴۰۴،...

خاطراتِ معلق در نور

دارالذکر نبض تپنده و سیاسیترین نقطه ایران

سناریو ریندو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط