تلخیِ روزگار

تلخیِ روزگار
از اون جایی شروع میشه
که خیلی چیزا رو میشه خواست
اما نمیشه داشت ...!
دیدگاه ها (۱۵)

تنہایےشاهڪارےمےسازدبہ نام‌دیوانگے..!و من‌این‌شاهڪار رابہ‌قیم...

می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا خویش را گم کرده ام اما ...

امروز کههم "دارمت" هم "ندارمت" فهمیدم"دار و ندار" یعنی تو......

کل دُنیاراهَمہ ڪﮧداشتہ باشےبازهَمـ دِلَتــ مےخواهَدبَعضے وَق...

با دروغ مــیشه خیلی چیزا رو به دست اورد ولی نمیشه نگهـشون دا...

'شاید تنفر مثل یه گلوله برف میمونه. اولش با یه گلوله کوچیک ش...

هنوزم باورم نمیشه😢میشه اون قلب گوشه رو قرمزش کنی❤️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط