تلخی روزگار

تلخیِ روزگار
از اون جایی شروع میشه
که خیلی چیزا رو میشه خواست
اما نمیشه داشت ...!
دیدگاه ها (۱۵)

تنہایےشاهڪارےمےسازدبہ نام‌دیوانگے..!و من‌این‌شاهڪار رابہ‌قیم...

می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا خویش را گم کرده ام اما ...

امروز کههم "دارمت" هم "ندارمت" فهمیدم"دار و ندار" یعنی تو......

کل دُنیاراهَمہ ڪﮧداشتہ باشےبازهَمـ دِلَتــ مےخواهَدبَعضے وَق...

هرزگاهی در خلوت خودم به خیلی چیزا فکر میکنم منتهی به چرا من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط