🖤 پارت ۳۵ | «اتاق بازجویی»

🖤 پارت ۳۵ | «اتاق بازجویی»

کوک پشت میز نشسته بود.

مأمور پرونده را مقابلش گذاشت.

— «سه سال پیش کجا بودی؟»

کوک:

— «همون جایی که الان باید دنبال جواب بگردید.»

مأمور اخم کرد.

— «شوخی نکن.»

کوک:

— «شوخی نمی‌کنم.»

در باز شد.

لانا وارد شد.

مأمور:

— «تو اجازه ورود نداری.»

لانا کارت مأموریش را نشان داد.

— «من مسئول این پرونده‌ام.»

کوک با دیدنش آرام گفت:

— «نباید می‌اومدی.»

لانا صندلی را کشید و روبه‌رویش نشست.

— «اومدم چون یه چیز فهمیدم.»

کوک:

— «چی؟»

لانا پوشه را روی میز گذاشت.

— «تمام مدارکی که علیه تو هست، دقیقاً یک روز بعد از ناپدید شدن خواهرم ثبت شده.»

کوک برای اولین بار جا خورد.

— «یعنی...»

لانا:

— «یعنی کسی بعد از ناپدید شدنش، پرونده رو ساخته.»

کوک چند لحظه سکوت کرد.

بعد آرام گفت:

— «پس قاتل خواهرت شاید اصلاً اون کسی نباشه که فکر می‌کنیم.»

لانا:

— «منم همین فکر رو می‌کنم.»

ناگهان چراغ قرمز دوربین روشن شد.

صدایی از بلندگو آمد:

— «اشتباه کردید.»

لانا و کوک همزمان به دوربین نگاه کردند.

صدا ادامه داد:

— «قاتل هنوز بین شماست.»
دیدگاه ها (۰)

🖤 پارت ۳۶ | «بین ما»تهیونگ در راهرو ایستاده بود.صدای بلندگو ...

من خر ذوق شدم من غش

🖤 پارت ۳۴ | «نقطه‌ضعف»لانا به پدرش خیره شد.— «تو از اول می‌د...

🖤 پارت ۳۳ | «التماس»دو مأمور دست‌های کوک را گرفتند و او را ب...

🖤 پارت ۳۲ | «دختر من»لانا با ناباوری به پدرش خیره شد.— «منظو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط