یک بارِ دگر به نینوا باید رفت
یک بارِ دگر به نینوا باید رفت
با یاد رقیه کربلا باید رفت
بر دیدنِ شالمِ ظلمت هر کوفی
آری به دیار نینوا باید رفت
در گودی قتلگاهِ خونین حسین
با ناله و شِکوه از جفا باید رفت
بر مخملِ خواب کودکِ آواره
آهسته و بی سر و صدا باید رفت
از عمه ؛ رقیه دم به دم میخواهد
تا قصه بگوید که کجا باید رفت
ناگه بشنید آشنائی می گفت و
اکنون به ضیافت خدا باید رفت
آری دو لب حسین در تشت طلا
می گفت حضورِ مصطفی باید رفت
آهی زد و گفت عمه! بابا ، بابا
با جان به طوافِ این صدا باید رفت
من می روم و خدا نگهدار شما
در راهِ پدر جدا جدا باید رفت
فریادِ رقیه آسمان را لرزاند
دانست از این سفر کجا باید رفت
بر دیدنِ ماهِ کاروان زینب
با نوحه و سینه و عزا باید رفت
آهنگ نوای پاکبازان این است
در محضرِ دوست عینِ ما باید رفت..
با یاد رقیه کربلا باید رفت
بر دیدنِ شالمِ ظلمت هر کوفی
آری به دیار نینوا باید رفت
در گودی قتلگاهِ خونین حسین
با ناله و شِکوه از جفا باید رفت
بر مخملِ خواب کودکِ آواره
آهسته و بی سر و صدا باید رفت
از عمه ؛ رقیه دم به دم میخواهد
تا قصه بگوید که کجا باید رفت
ناگه بشنید آشنائی می گفت و
اکنون به ضیافت خدا باید رفت
آری دو لب حسین در تشت طلا
می گفت حضورِ مصطفی باید رفت
آهی زد و گفت عمه! بابا ، بابا
با جان به طوافِ این صدا باید رفت
من می روم و خدا نگهدار شما
در راهِ پدر جدا جدا باید رفت
فریادِ رقیه آسمان را لرزاند
دانست از این سفر کجا باید رفت
بر دیدنِ ماهِ کاروان زینب
با نوحه و سینه و عزا باید رفت
آهنگ نوای پاکبازان این است
در محضرِ دوست عینِ ما باید رفت..
- ۱.۶k
- ۱۹ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط