p دیدار دوباره
p6 دیدار دوباره
هینا : اگه دیده باشه چییییییییییی
دوست هینا : ای بابا از دست تو 😅
رن : 😒دختره ی حواس پرت
دوست رن : هی کدوم دختر؟
همون هینا که اومد تو اتاق رختکن
! همه از رختکن اومدن بیرون رن با این نگاه (😒) به هینا حس بدی داد و هینا حس کرد که یه چیزی هست
هینا : اهای دختر میگما نگاه رن رو دیدی چه ترسناکه 😰؟
دوست هینا : ها چی نه برای ببینم..... نه نگاهش که خوبه
رن : *ای خدا.... ابن چرا مثل ادم عادی بامن رفتار نمیکنه خب حقم داره همش اذیتش کردم 😅*
دوست رن : هی اون جک نیست کنار هینا 😖؟
رن :* چییییییییییی😡 *
جک : به به چجوری دختری
هینا : من خوبم امروز چی داریم شنا یا چیز دیگه ای؟
جک : خب نمیدونم 😆
! : جک روس رو برگردوند که از رن بپرسه و با این قیافه روبه رو سد 👿👿👿و چون داشت خودشو خیس میکرد رفت دشویی
رن :* ای پسره ی نفله کدوم گوری رفت؟ 👿*
دوست رن : ام... رن... چرا انقدر ترسناک شدی
رن : چی من نه خوبم خوبم! انقدر ترسناکم؟
😍😍😍 بقیش باشه برای بعدا 😆
هینا : اگه دیده باشه چییییییییییی
دوست هینا : ای بابا از دست تو 😅
رن : 😒دختره ی حواس پرت
دوست رن : هی کدوم دختر؟
همون هینا که اومد تو اتاق رختکن
! همه از رختکن اومدن بیرون رن با این نگاه (😒) به هینا حس بدی داد و هینا حس کرد که یه چیزی هست
هینا : اهای دختر میگما نگاه رن رو دیدی چه ترسناکه 😰؟
دوست هینا : ها چی نه برای ببینم..... نه نگاهش که خوبه
رن : *ای خدا.... ابن چرا مثل ادم عادی بامن رفتار نمیکنه خب حقم داره همش اذیتش کردم 😅*
دوست رن : هی اون جک نیست کنار هینا 😖؟
رن :* چییییییییییی😡 *
جک : به به چجوری دختری
هینا : من خوبم امروز چی داریم شنا یا چیز دیگه ای؟
جک : خب نمیدونم 😆
! : جک روس رو برگردوند که از رن بپرسه و با این قیافه روبه رو سد 👿👿👿و چون داشت خودشو خیس میکرد رفت دشویی
رن :* ای پسره ی نفله کدوم گوری رفت؟ 👿*
دوست رن : ام... رن... چرا انقدر ترسناک شدی
رن : چی من نه خوبم خوبم! انقدر ترسناکم؟
😍😍😍 بقیش باشه برای بعدا 😆
- ۲.۷k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط