ᵖᵃʳᵗ𝟻

ᵖᵃʳᵗ𝟻
ویو فردا صبح " از زبان ته "
*بیدار شدم و اولین چیزی که دیدم صورت یه خرگوش کوچولویی بود که خوابیده بود.یاد دیشب افتادم.لامصب عجب بلد بود،حالا که زود تر بلند شدم برم یه میز خوشگل بچینم؛سریع بلند شدم و رفتم Wc کارای لازم رو کردم.از پله ها پایین رفتم.رفتم تو اشپز خونه، پیش بند رو بستم.و شروع کردم به آشپزی، اول پنکیک درست کردم، بعد شیرموز،نون تست با نوتلا، سالاد میوه و...؛ بعد از درست کردن میز صبحانه ، داشتم پیش بندم رو درمیاوردم که حس کردم دستی دورم اومد.برگشتم دیدم بیبیم داره رمانتیک بازی درمیاره، منم کم نیاوردم و لبم و گذاشتم رو لبای پفکیش.و چند مین داشتیم همدیگه رو می بوسیدیم.*

ویو فردا صبح " از زبان کوک "
*صبح بلند شدم و با جای خالی ته روبه رو شدم.همینجور داشتم اتاق رو نگاه میکردم که رسیدم به اینه ، رفتم نزدیک دیدم که به به چه نقاشی های جذابی.یاد دیشب افتادم.داشتم اب میشدمم.رفتم سمت کمد و یه لباس برداشتم .(اسلاید سوم)پوشیدمش و رفتم  Wc کارای لازم رو کردم و اومد بیرون.از پله ها داشتم میرفتم پتیین که بوی غذاهای خیلی خوبی به مشامم رسید ، اب دهنم راه افتاد.رسیدم پایین رفتم تو اشپزخونه که دیدم ته داره، پیش بندش رو درمیاره، سریع رفتم ولی جوری که نفهمه ، بعد دستمو دور کمرش حلقه کردم.اونم فهمید و چرخید سمتم ، و شروع کرد به بوسیدنم.منم همراهی میکردم ؛ که بعد از چند مین دل از لبام کرد و گفت : صبح بخیر بیب، بیا بریم صبحانه بخوریم که فکر کنم گشنه ای .منم گفتم : صبح بخیر ددی ، دقیقا خیلی گشنمه.ته که با شنیدن ددی گفتنم ذوق رو از تو چشاش می شد دید سریع زیر پام رو گرفت و به سمت میز راه افتادیم.

ویو سر میز " از زبان نویسنده "
تهکوک رفتن سر میز و شروع کردن به خوردن صبحانه ، همینجور میخوردن که کوک گفت :
کوک : اومممم ، خوشمزس
ته : میدونم ، ما اینیم دیگه
کوک : راستی ، خانواده ات کجان؟؟
ته : اونا یه گشوره دیگه زندگی می کنن
کوک : اهاااا
ته : اره
و به خوردن ادامه دادن.بعد از چند مین ، صبحانه تموم شد .گوشی ته زنگ خورد ، ته جواب داد و گفت : ........
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
خلاصه ی پارت بعد :
_ : سلام
+ : سلام ددی
_ : شما ؟؟؟
+ : منم
_ : خب تو کی ؟؟
+ : یعنی اینقدر زود منو فراموش کردی؟؟منم...
﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎
شرط برای پارت بعد : ☟
ᴸᶦᵏᵉ : 𝟹𝟻⇽
ᴿᵉᵖᵒˢᵗ  : 𝟷𝟻⇽
ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ :  𝟹𝟻⇽
دیدگاه ها (۴۴)

فالوشههههههههههه🤧💘🛐

ᵖᵃʳᵗ𝟺ویو ته* دیگه کاملا داغ کرده بودم و هیچی از کارام دست خو...

ᵖᵃʳᵗ𝟹ویو ته * رفتارم دست خودم نبود.بدجوری عاشقش شده بودم.فکر...

وقتی قهر بودی.....________________________ویو کوکالان یه هفت...

ستاره دنباله دار پارت:۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط