فکر کن وقت تماشای تو باران بزند

فکر کن وقت تماشای تو باران بزند
چک چک چتر تو در گوش خیابان بزند

نفسم حبس شود عشق تو جرمم باشد
ابر بین من و تو میله ی زندان بزند

هیجان دارم و در سینه دلم می کوبد
در ویران شده بگذار فراوان بزند

برگ سبزی است بیا تحفه ی درویش کن این
ناز چشمی که سراز ریشه ی انسان بزند

موی من بحر طویلی است که دستت در آن
موج خواهد شد اگر دست به طغیان بزند

عشق مفهوم عجیبی است که در ذهن همه
می تواند قدمی ساده و آسان بزند

عشق یعنی غم یک قطره ی باران وقتی
دل به دریا زده یک مرتبه توفان بزند

عشق یعنی نفس سوخته آنجایی که
سینه ی داغ نی آتش به نیستان بزند

عشق یعنی غم برگی که دلش می خواهد
به تن شاخه ای از فصل زمستان بزند

عشق یعنی که زنی از هیجان شعر شود
و هوایش به سر مرد غزلخوان بزند

فکر کن چشم کسی حامله ی بغض تو بود
فکر کن وقت تماشای تو باران بزند...
دیدگاه ها (۲۶)

شده تا نیمه ی شب در بزنی ، وا نکنند؟ یا دری را شده با س...

عزیزم دوستت دارم ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردنٍ یک عشق یع...

ای پری چهره ترین هیبتِ بی نام و نشانبنشین و تبِ شعر و هوسم ر...

چنگی به دل نمی زند این ساز بی رمق آهنگ رفتنت به دلم چنگ می ز...

💫 باز دل تنگ تو شد کاش خدا رحم کند؛وقت باریدن اشکم  ،  نم با...

🕌عجب شعری سرود:زیر  علمت  امن  ترین جای جهان است آری   حرمت ...

می‌دونی قشنگیِ دوست داشتن چیه؟ اینکه لازم نیست کسی بی‌نقص با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط