من پر از دردم بیا ،یک ذره دلداری بده

من پر از دردم بیا ،یک ذره دلداری بده
فصل پایانی به این دوری اجباری بده

لحظه های من اسیر غم شده یک دم بیا
رنگ و بویی تازه به ساعات تکراری بده

بیت بیت شعرهایم را نگاهت آفرید
با نگاهی شاعرم کن باز هم یاری بده

بی تو هردم اشک بر چشمان من مهمان شود
باز آ ،من را نجات از این همه زاری بده

خسته ام از فاصله،دیگر زپا افتاده ام
ناتوانم کرده ای ،قول پرستاری بده

باز هم رؤیاست با تو گفتگو گر می کنم
بارالها فرصتی در وقت بیداری بده.....
دیدگاه ها (۱)

....^**^....

سردار شهید رسول حلالیاز پیش مرگان کردروحش تمام شهدا شادصلوات

تو چه کردی که شدم عاشق دلداده ی توگشته ام مست و خراباتی میخا...

یک بغل آغوش سرد و باز سرما میخورممثل کاغذ روی هم رفته فقط تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط