پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم
PART 2,1
__صدای شلیک__
سکوت مطلق
نفس همه حبث شده بود
برای چند ثانیه کسی نه کاری کرد‌ و نه حرفی زد و سکوت همه جارو پر کرد
هیشکی نمی‌دونست کی تیر خورده این همه آدم مهم....یعنی کی رو زده بود....کی هدف واقعیش بوده
کیوکا چشاش گرد شد و توی اون سکوت شروع کرد بلند به نفس نفس زدن انگار که چیزی مانع نفس کشیدنش بشه
ناگهان صدای افتادن دست گل گوشه همرو کر کرد
کیوکا از اول کنار دختر ایستاده بود و متوجه شد که دختر تیر خورده
بعد چند ثانیه دختر دستش رو روی شکمش گذاشت
کیوکا از شک انگار یخ زده بود نمیتونست کاری کنه
آروم سرشو به سمت دختر کج کرد...به امید اینکه اشتباه دیده باشه ولی با دیدن دست خونیه دختر یخ کرد
بقیه هنوز تو شک بودن انقدر همه چی سریع اتفاق افتاد که هیچ کس هنوز متوجه نشده بود که کی تیر خورده چون همه بچه ها نزدیک هم بودن و چیزی درست دیده نمیشد
از شدت شک خوده بچه ها ام هنوز متوجه نشده بودن که کی از بینشون تیر خورده
دختر کنار دیوار ایستاده بود تعادل خودش رو از دست داد و به دیوار کنار در تکیه داد و سعی می‌کرد به زور نفس بکشه
بچه ها تازه فهمیدن که دختر از بینشون تير خورده
دختر دیگه نتونست خودشو نگه داره و روی دیوار کشیده شد و داشت روی زمین میوفتاد
کیوکا سمتش رفت تا بگیرتش که زمین نیوفته اما اصلا متوجه نشد که دازای کی بهش رسید و از بغلش رد شد و سمت دختر رفت
دختر قد بلند و پوست گندمی ما توی آغوش دازای افتاد
دازای دستشو روی دست خونی دختر که روی شکمش بود گذاشت و با اون یکی دستش آروم مثل همیشه سرشو نوازش میکرد
دازای : ههیش...هیچی نیست کوچولوی من...باشه...هیچی نیست
همه حالا فهمیدن کی تیر خورده اعضای آژانس همشون دور دازای و دختر جمع شدن و با نگرانی به دختر خیره شده بودن هیشکی نمی‌دونست چرا...اصلا چرا این اتفاق افتاد...یا حتی العان باید چیکار کنن
سکوت همچنان بر جو حاکم بود
بقیه مهمان ها شکه فقط داشتن تماشا میکردن مگه هدف اون کونیکیدا رئیس بعدی آژانس کارآگاهی نبود غیر از اون این همه آدم مهم اون جا حضور داشتن از بین همشون چرا به اون دختر شلیک کرد
دختر نوزادی که توی گهواره دستی روی میزه دازای بود ناگهان توی اون سکوت خفه کننده شروع به گریه کردن کرد
دیدگاه ها (۲)

پادشاهی شب"مجازات روز"رستکاری سپیده دمPart 1,3 یکی از دخترا ...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PAER 1,2انقدر ادم های...

پارت ۱۹: ضیافتِ مرگ در مه(از دید: ات)صدایِ کلیکِ سردِ اسلحه ...

بهار بدون تو

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

ابلیس

صدای تیراندازی تمام عمارت را پر کرده بود.اعضا با افراد روس د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط