رفت و

رفت و
از گریه ےِ توفانےام اندیشه نکرد
چه دلے داشت
خدایــــــــا
که به دریا زد و رفت !
 بُوَد آیا که زِ دیوانه ےِ خود یاد کند ؟
 آن که زنجیر به پاےِ دلِ شیدا زد و رفت
دیدگاه ها (۱)

شَبگـاهے آنچنـانساکت مے شودکه انگار یک زن دلش شکسته .. !

عاشق شیطنت هاےعاشقانه اممثل وقت هایےکهمرا محکم در آغوشتمیفشا...

قلبم میگهمــنخوشبخت ترین دخـــــټر دنیامچــــــــونعشقمو کنا...

عشق ینے بچمونـ ازتـ بپرسهـ : بابایے؟؟عشقـ دورانهـ جوونیت کے ...

زِ حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصلِ خود دوایی کن د...

یه سر به حافظ بزنیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط