𝑀𝓎 𝒷𝒶𝒷𝓎

𝑀𝓎 𝒷𝒶𝒷𝓎
_6_

آماده شدم و رفتم پایین
ب"لارا:ما سر راه قراره بریم جایی تو و جونگکوک برید زود تر برسید
لارا:جونگکوک کجاست؟
ب"لارا:توی ماشینش نشسته
لارا:باشه پس من رفتم

سوار ماشین شدم
جونگکوک:سلام دختر جون
لارا:اولا سلام دوما چرا هی بهم میگی دختر جون؟
جونگکوک:چون دختری
لارا:نه پس می خوای پسر باشم🤨
جونگکوک:باشه باشه پس از این به بعد بهت میگم لارا،خوبه؟🤣
لارا:از دختر جون بهتره
[چیه نکنه می خواستی بیبی صداش کنه؟🤣]

جونگکوک اهنگ گذاشته بود و من سرمو به شیشه تکیه داده بودم و اهنگ رو زیر لب می خوندم
جونگکوک:چقدر صدات قشنگه
لارا:نه بابا اتفاق ن خیلی بده
جونگکوک:وقتی من یه چی میگم رو حرفم حرف نزن دیگه
لارا:چشم
جونگکوک:راستی به خانواده هامون بگیم؟؟؟؟
لارا:نه فعلا
جونگکوک:چرا؟
لارا:دوست ندارم به این زودی بگیم
جونگکوک:باشه

اسلاید۲:لباس لارا
اسلاید۳:لباس کوک

لایک: ۱۰(هر دوتا پارت)
کامنت:هر چقدر دوست داری

❌اسپویل ❌توی پارت بعد همو میبوسن😉
دیدگاه ها (۱)

𝑀𝓎 𝒷𝒶𝒷𝓎_5_با چیزی که گفت برق از سرم پرید،یعنی اونم عاشق منه؟...

𝑀𝓎 𝒷𝒶𝒷𝓎_4_جونگکوک بود به اون زنگ زده بود مگه شماره شو داشت؟م...

𝑀𝓎 𝒷𝒶𝒷𝓎_1_ویو لارا:صبح با صدای مامانم بیدار شدمم"لارا:بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط