زبان حال حضرت امیر

زبان حال حضرت امیر

باور نمیکردم که یک روزی ببینم
قنفذ زنم را میزند در بین کوچه
کی باورش میشد علی از پا بیافتد
این اتفاق افتاد آخر بین کوچه
یک زن که بار شیشه هم داشت
گیر افتاد بین چهل نامحرم و شر بین کوچه
نامرد خودش هم خسته شد از بس کتک زد
افتاد ناموس پیامبر بین کوچه...
دیدگاه ها (۳)

ﺩﺍﻧشجویی سنی به استادش ﮔﻔﺖ:ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ ﯾﺎ ﻋﻠﯽ ﭼﺮﺍ ﯾﺎ ﺍﻟ...

‌ بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهستهبه جسم اطهر زهرا ولی آهس...

دلت خونه توی این خونه پریشونه توی این خونهببین زینب میگه که ...

مادر هستی کجا دارد مثال فاطمهکس نداند جز خدا جاه و جلال فاطم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط