فردی نزد حکیمی رفت و گفت:

فردی نزد حکیمی رفت و گفت:

خبر داری که فلانی درباره ات چقدر غیبت و بدگویی کرده؟

حکیم با تبسم گفت:

او تیری را به سویم پرتاب کرد که به من نرسید؛ تو چرا آن را برداشتی و در قلبم فرو کردی❗


#یادمان_باشد هیچوقت سبب نقل کینه ها و دشمنی ها نباشیم...
دیدگاه ها (۷)

چال گونه ، خال لب ، ابرو کشیده ، دست نرم این همه ابزار قتاله...

دانی که چه‌ها، چه‌ها، چه‌ها می‌خواهم؟وصل تو منِ بی‌سر و پا م...

اینم نتیجه شیطنتی که تو پست قبلی انجام داد !!! ☺️☺️☺️

شیطنت آقا پسر !!!نتیجه شیطنت تو پست بعدی !!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط