کسی این روزها از حال بیمارم نمی پرسد

کسی این روزها از حال بیمارم نمی پرسد
ز چشم نیلی تنها طرفدارم نمی پرسد

منم با یک دل لبریز از درد و پریشانی
کسی از پهلوی بشکسته ی یارم نمی پرسد

چنان در کوچه های شهر پیغمبر غریبم من
که یک همسایه حتی از شب تارم نمی پرسد

به جز زینب که هر شب دامنم را در کفش گیرد
کس از گمگشته ی در پشت دیوارم نمی پرسد

منم بیمار آن چشمی که کمتر باز می گردد
کسی حال مرا غیر از پرستارم نمی پرسد

کسی با من نمی گوید : چرا خانه نشین گشتی ؟
از این کوه غمی که در دلم دارم نمی پرسد

فقط اشک است و من با صد بیابان بغض زهرایی
دگر یک تن از این آشفته بازارم نمی پرسد
دیدگاه ها (۳)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

به نام او ... به یاد تو ... برای توعاشقی جرم قشنگیست گرفتارم...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم ...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم ...

از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارمامشب اندازه ی یک عمر شکایت ...

از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارم. ...

از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارم. ...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط