برفی که می‌بارید من بودم

برفی که می‌بارید من بودم
تو را احاطه کردم
در بَرَت گرفتم
گونه‌هایت را نوازش کردم
شانه‌هایت را بوسیدم
و پاره پاره ریختم
پیشِ پای تو
بر من پا گذاشتی
کوبیده‌تر سخت‌تر محکم‌تر شدم
تابیدی به من
آب شدم
#شهاب_مقربین #بهاره🌸 #برف
@silver-m
دیدگاه ها (۱)

#خوشنویسی #عکس_نوشته #بهاره🌸

#دلی #بهاره🌸

عشق چه ارزشی داردوقتی کسی رادرست زمانی کهبیشتر ازهمیشه به تو...

چو رنج بوده فقط سهمم از جهان شماخوشا به کنج اتاقم، خوشا جهان...

برده عمارت جئون

وقتی مادرش ازت بدش میومد و دوست داشت کوک با دخترخالش ازدواج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط