love or friend

love or friend
part73


فردا
نشسته بودم به یه جا زل زده بودم تو چشمام دیگه اشک نمونده بود دیشب هم نخوابیده بودم به گووان زنگ زدم
ا/ت: الو گووان
گووان: چیه؟
ا/ت: تهیونگ اومده؟
گووان: اره همینکه اومد اول میرا اخراج کرد بعد همه چیزو بهم ریخت بعد هم رفت دستش هم خونی بود
ا/ت: مراقبش باش
گووان: توهم مراقب خودت باش
گوشیو قطع کردم

تهیونگ
رفتم خونه مامان و بابای ا/ت
تهیونگ: سلام
م: سلام
تهیونگ: میشه لطف کنید ا/ت بگید بیاد کارش دارم
پ: بیا داخل
رفتم داخل
پ: راستش ا/ت الان اینجا نیست
تهیونگ: پس کجاست؟
پ: خبرشو نداریم یعنی اینکه خودش گفت دنبالم نگردین از سئول میخوام برم من میخواستم دلیل جدایی شما رو بفهمم
تهیونگ: راستش من اومده بودم از شما بپرسم من از ا/ت جدا نشدم
پ: یعنی پای پسر دیگه ای است
م: درباره دخترم اینجوری نگید
تهیونگ:میشه لطف کنید بگید کی برمیگرده
م: دیگه نمیاد
تهیونگ: چی؟
م: رفته گفت که اگه برگرده یه سال دیگست و اینکه پیش تو نه پیش ما
تهیونگ: از کشور که خارج نشده
م: نه نشده ما خبری ازش نداریم
تهیونگ: پس من میرم دوباره برمیگردم
م: باشه

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۳)

love or friend part74ا/تبیرون بودم رفته بودم غذا بخورم گوشیم...

love or friend part75ا/تیک ساعت قبلزنگ در خونم خورد رفتم درو...

love or friend part72تهیونگ: منظورت چیه؟ ا/ت: گووان بهم گفت ...

love or friend part71شبمن زودتر اومدم خونه وسایلم رو جمع کرد...

عشق مافیا

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

love Between the Tides⁷⁰فردا داخل کافه بودم داشتم کیک ها و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط