لبخند تو عشق است ولی با همگان نه ...

لبخند تو عشق است ولی با همگان نه ...
با ما به از این باش ولی با دگران نه ...!

رسوایی راز دلت از چشم تو پیداست ...
خواندم ز دلت آری و گفتی به زبان نه ...

زیبایی هر عشق ؛ به بی نام و نشانیست
ما طالب عشقیم ؛ ولی نام و نشان نه ...

میخواستم آتش بزنم شهر غزل را ...
وقتی سخن عشق تو آمد به میان نه ...

حالا که قرار است به دست تو بمیرم ...
خنجر بزن ای دوست ؛ ولی زخم زبان نه
دیدگاه ها (۴)

روزهای هفته را با عشق تو سر میکنمتا به جمعه میرسم احساس دیگر...

دوست داری از میان جمع پیدایت کنممن که می دانم تو می خواهی تم...

کاش میشد که تو را مثل طلا آب کنمبتراشم بدنت را اثری ناب ...

طبیـــبم گر تو میبــــاشی ،خدا را شکر  بیمـارم به بالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط