ز تو

ز تو
کی کنار گیرم ؟!
که تو
در میانِ جانی ...

#خواجوی_کرمانی
دیدگاه ها (۱)

مستان می‌عشق درین بادیه رفتندمن ماندم و از ماندن من نیز اثر ...

کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسدناله کنم بگویدم دم مزن...

انصاف نباشد که من خسته رنجورپروانه او باشم و او شمع جماعت#سع...

جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤالای خوش آن خسته که از دوست جو...

چه خوبه که از احساسم به خودت تو خبر داری😊متن: ای که نزدیکتر...

جان به لب آورده‌ام تا از لبم جانی دهیدل ز من بربوده‌ای باشد ...

نمردنم ز فراقت ز سخت جانی نیستامید وصل در این ماجرا گلوگیر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط