عشق گاهی

عشق گاهی
دختری است با چشمانی معصوم
و بغضی سنگین در گلو
که سالها زندگی کرده
بی آنکه دوست بدارد
و تنها یادگار هم آغوشی
زخمهای طناب دار
روی گلویش است!

دختری که سالها
بغضی برای شکستن داشت
و حرفی خسته در دهانش بود
که آن شب
بر قلبم نشست
ومن
عاشق شدم..!
دیدگاه ها (۶)

★ﺁﺧـــﺮﯾﻦ ﺷﺎﻫـــﮑﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻦ . . . ★ﻣﺠﺴــﻤﻪ ﺍﯼ ﺳﺎﺧﺘﯽ ﺑﺎ ﭼﺸــ...

مدتیــــست دلم شکســــته از همان جای قبلـی … !کاش میشد آخر ا...

جهنم کجــــاست بــــانــــــو ؟دنیایت آن لحظه جهنم است که در...

دلــــــــــم گــــــــــرفتہ اے خــــــــــدا

پارت ۲۵

part : 24chapter : 2هوا ابری بود و ابرها اجازه ی تابیدن به آ...

زیاد استقبال نمیشه متاسفانه پارت سه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط