‌ شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق من

‌ شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق من
نازِ آن خندیدنت را دوست دارم عشق من

چایِ خوش رنگی تو از لبهای سرخت ریختی
آن بفرما گفتنت را دوست دارم عشق من

قهوه دارد چشم هایت، کافه بر پا کرده ای؟
چشم های روشنت را دوست دارم عشق من

بوسه بر نامحرمان ممنوع می باشد ولی
آن بلورِ گردنت را دوست دارم عشق من

خیره می مانند مردم ، بس که زیبایی به چشم
نازک اندامِ تَنَت را دوست دارم عشق من

می شود دریا نرفت و ، غرق شد در عطرِ تو
حسّ ِ خوب ِ بودنت را دوست دارم عشق من
دیدگاه ها (۲)

عشق یعنی باهاش پیرشی...

بـی منطق تـرین عضـو بـدنـم چشمهایـم انـد ...می بیننـد ڪه دیگ...

‌ شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق مننازِ آن خندیدنت را دوست...

بـــالت بشـــوم تا که تو پـــرواز کنے؟نازت بکشـــــمبراے من ...

شعر و چارپاره

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط