صدایت میزنم ....

صدایت میزنم ....
پرستوها لال میشوند .
نگاهت میکنم ....
شب رنگش را به چشمان تو میبخشد.
دست هایت را میگیرم....
خورشید جلوی پاهای من زانو میزند.
در اغوشت آمدم ....
دیگر ادامه شعر یادم رفت ....
دیدگاه ها (۱)

P⁷سه دختر جلوی نوشته‌ی روی دیوار ایستاده بودند.یورا با ترس گ...

مرگ در اغوش معشوقه خود

سناریو ران

رمان عشق و انتقام

پرنسس ناخواسته

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط