شب ها که نیستی ...

شب ها که نیستی ...
جای تو،
دست مرا جُنون می گیرد
به کوچه هایِ
خلوت خیال ِخواب می برد ...
هرگز ...
نپرسیدی از خودت
بی تو چگونه
قرار است شب هایِ من بخیر شود ....
دیدگاه ها (۱)

هر شب در خواب راه میرومتا به آغوش تو برسم ...میبینی من مسیر...

عشق جاندوست داشتنت بد جور به دلم می چسبدتو یک اتفاق فوق العا...

کافه ای بی حوصله ام...با میزهای یک نفره...و قهوه های لال...س...

دِل به دلَت سپُرده ام، دِل ز دلَم گرفته ایفَرق میانِ مَن و «...

ای کاش وقتی خوابم می برد دیگه تو خواب دست و پاهام نمی لرزيد😔...

این روزها حال دلم گرفته …احساس از دست دادنت مرا به مرز جنون ...

اوج نگاهت را قاب کرده ام و در سینہ ام حبس نیستی!ولی برایت رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط