خوب
خوب
فرشتگان : پارت ۲
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(دوران بچگی)
🟫گالیم
🟫(نگاه کردن به دست ها)من یه خلعم یا یه اتفاق میشه بیشتر برام توضیح بدین
⬜(لبخند) تو مخلوق من و قاضی مهربان و با عدالت اینجا هستی ... و تو یه تیکه از منی
🟫اینجا کجاست ؟
⬜بنظر خودت کجاست هممم؟
🟫نمیدونم ولی خیلی زیباست احساس خوابیه که به واقعیت پیوسته ..
⬜خوب می خوای یه نشونه براش بزاریم؟
🟫یه نشونه... می خوای من نشونشو بزارم ؟
⬜اوهوم البته تو برای من خیلی با ارزشی
🟫ممنون ... خوب اسمشو بزاریم (بهشت) نظر شما چیه ؟
⬜عالیه معرکست و خیلی هم برازنده
🟫خوشحالم که خوشتون اومد !
⬜خوب (دست گذاشتن رو شونه گالیم) بیا بریم کلی چیز هست که باید بهت نشون بدم...
(چند هزار سال بعد)
🟫قربان این یکی هم تموم شد ولی شما از این جانورای ناآگاه خسته نشدین که فقط میکشن
⬜آره خیلی اونا یه مشت مخلوق اسباب بازی بودن ... داره کم کم عجیب میشه می خوای نابودشون کنیم ؟
🟫یکم زیادی ... تند نیست ؟
⬜اوه یادم رفت تو خیلی قلب لطیفی داری خوب کارو با یه سنگ بزرگ حلش کنم مشکلی پیش نمیاد (بشکن زدن) و حالا بنگر که قراره یه دنیای جدید متولد کنم
🟫دنیای جدید !
⬜آره یه دنیای جدید با موجودات جدید و قراره در بهشتم براشون باز کنم و اگه شیشه عمرشون تموم شد بیان اینجا درای بشتو براشون باز می کنم
🟫قربان این عالیه ... اما سرمون خیلی شلوغ میشه هاا
⬜خوب پس باید به یکی خوش آمد بگی
🟫یکی دیگه؟!
⬜(بغل کردن دست ها) (ایجاد نور)(متولد شدن)
🟫وای قربان این چیه ... خیلی .... کوچیک و معصومه و بی گناه مظلوم
⬜این عضو جدید از ماست
🟫عضو جدید ! خوب اسمش می خواین چی بزارین ؟
⬜مایکل ! آفریده شده در زمان تولد دوباره زمین و محافظ بهشت
(در طول سال ها مایکل با بازیابی زمین رشد کرد و شاهد وقایع مختلفی شد بعد از دوره ژوراستیک و عصر یخبندان مایکل نوجوان مسئولیت پذیر به او قدرتای فراطبیعی مبارزه مثل جادو و اسلحه اعطا شد و اولین نام مبارزی او یعنی جنگجوی بهشت به او داده شد با افکاری مستقل و کاریز ماتیک در زمان خیانت لوسیفر خون او به جوش اومد و در تبعید او نقش اصلی رو ایفا کرد با قضاوت شدید اورا به گودال تاریکی انداخت و ارتش بهشت را تشکیل داد برای محافظت از بهشت و سالیانه سال قلمرو برادرش را زجر دادن که الگویی باشد برای عوام دیگر)
(اون موقعیت)
🟧مایکل
🟧خوب آفرین می خوای بهت تشویقی بدم خوب تو وظیفتو به عنوان یه فرشته داری انجام میدی خدمت به انسان های دیگه ...
⬛چه حرفه جالبی من انقدر زحمت میکشم تشویقی برام کافی نیست
🟧همه اونا فرستاده میشن پیش گالیم برای قضاوت به جزء نوزادایه تازه متولد شده
⬛اوه وای من که نبودم داشتی تنهایی خوشمیگذروندی عزیزم
ادامه دارد
فرشتگان : پارت ۲
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(دوران بچگی)
🟫گالیم
🟫(نگاه کردن به دست ها)من یه خلعم یا یه اتفاق میشه بیشتر برام توضیح بدین
⬜(لبخند) تو مخلوق من و قاضی مهربان و با عدالت اینجا هستی ... و تو یه تیکه از منی
🟫اینجا کجاست ؟
⬜بنظر خودت کجاست هممم؟
🟫نمیدونم ولی خیلی زیباست احساس خوابیه که به واقعیت پیوسته ..
⬜خوب می خوای یه نشونه براش بزاریم؟
🟫یه نشونه... می خوای من نشونشو بزارم ؟
⬜اوهوم البته تو برای من خیلی با ارزشی
🟫ممنون ... خوب اسمشو بزاریم (بهشت) نظر شما چیه ؟
⬜عالیه معرکست و خیلی هم برازنده
🟫خوشحالم که خوشتون اومد !
⬜خوب (دست گذاشتن رو شونه گالیم) بیا بریم کلی چیز هست که باید بهت نشون بدم...
(چند هزار سال بعد)
🟫قربان این یکی هم تموم شد ولی شما از این جانورای ناآگاه خسته نشدین که فقط میکشن
⬜آره خیلی اونا یه مشت مخلوق اسباب بازی بودن ... داره کم کم عجیب میشه می خوای نابودشون کنیم ؟
🟫یکم زیادی ... تند نیست ؟
⬜اوه یادم رفت تو خیلی قلب لطیفی داری خوب کارو با یه سنگ بزرگ حلش کنم مشکلی پیش نمیاد (بشکن زدن) و حالا بنگر که قراره یه دنیای جدید متولد کنم
🟫دنیای جدید !
⬜آره یه دنیای جدید با موجودات جدید و قراره در بهشتم براشون باز کنم و اگه شیشه عمرشون تموم شد بیان اینجا درای بشتو براشون باز می کنم
🟫قربان این عالیه ... اما سرمون خیلی شلوغ میشه هاا
⬜خوب پس باید به یکی خوش آمد بگی
🟫یکی دیگه؟!
⬜(بغل کردن دست ها) (ایجاد نور)(متولد شدن)
🟫وای قربان این چیه ... خیلی .... کوچیک و معصومه و بی گناه مظلوم
⬜این عضو جدید از ماست
🟫عضو جدید ! خوب اسمش می خواین چی بزارین ؟
⬜مایکل ! آفریده شده در زمان تولد دوباره زمین و محافظ بهشت
(در طول سال ها مایکل با بازیابی زمین رشد کرد و شاهد وقایع مختلفی شد بعد از دوره ژوراستیک و عصر یخبندان مایکل نوجوان مسئولیت پذیر به او قدرتای فراطبیعی مبارزه مثل جادو و اسلحه اعطا شد و اولین نام مبارزی او یعنی جنگجوی بهشت به او داده شد با افکاری مستقل و کاریز ماتیک در زمان خیانت لوسیفر خون او به جوش اومد و در تبعید او نقش اصلی رو ایفا کرد با قضاوت شدید اورا به گودال تاریکی انداخت و ارتش بهشت را تشکیل داد برای محافظت از بهشت و سالیانه سال قلمرو برادرش را زجر دادن که الگویی باشد برای عوام دیگر)
(اون موقعیت)
🟧مایکل
🟧خوب آفرین می خوای بهت تشویقی بدم خوب تو وظیفتو به عنوان یه فرشته داری انجام میدی خدمت به انسان های دیگه ...
⬛چه حرفه جالبی من انقدر زحمت میکشم تشویقی برام کافی نیست
🟧همه اونا فرستاده میشن پیش گالیم برای قضاوت به جزء نوزادایه تازه متولد شده
⬛اوه وای من که نبودم داشتی تنهایی خوشمیگذروندی عزیزم
ادامه دارد
- ۸.۳k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط