بی تو ای یار ز حالت خبری میخواهم

بی تو ای یار ز حالت خبری میخواهم
بی تو پر پر شده ام بال و پری میخواهم
خواب و رویا که برفت از بر من‌ دلبر من
بخدا بی تو نه برگی و بری میخواهم
هرچه گفتیم وشنودیم در این راه بس است......ً
من به بن بست غرور تو دری میخواهم
سالها است که دل درقفس آه و غم است
بادل چوبی خود ره به دری میخواهم
در دلت ریشه گرفتم که گرفتار شوی
بی تو خشکیدم واز تو تبری میخواهم
دیدگاه ها (۵)

بوی چایُ بوی هل، بوی گلاببوی شمعدانی سرخ توی خوابتا که تقدیم...

شبی بهانه ی من شو برای بیداری نگو! دوباره برایم بهانه ای دار...

بی قرارم ، بی قرار برگردیخسته از روزگار بر گردیدر غروبی غمین...

به یاد خاطره ها سوی دیار امد ه ام برای دیدن یار به گندم زار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط