یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش می‌سپارم به تو از چ

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش
گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور دور باد آفت دور فلک از جان و تنش
گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا چشم دارم که سلامی برسانی ز منش
به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه جای دل‌های عزیز است به هم برمزنش
گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد محترم دار در آن طره عنبرشکنش
در مقامی که به یاد لب او می نوشند سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش
عرض و مال از در میخانه نشاید اندوخت هر که این آب خورد رخت به دریا فکنش
هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش
شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش
دیدگاه ها (۴)

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

گفت این شرط #وفا نیست که من آب خورمسوخته زاده‌ی #زهرا زعطش ج...

شب و روز مونس من غم آن نگار باداسر من بر آستان سر کوی یار با...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

فال روز متولدین دی:خلاقیت و اشتیاق شما برای ایده پردازی و ان...

#رِفیقَمـ👭 #آجیمـ آیا تو کجا و ما کجائیم😪 تو زان که‌ای و ما...

فال روز متولدین دی:خلاقیت و اشتیاق شما برای ایده پردازی و ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط