♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۹۴

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۹۴


یه سول آرام دستش را روی دست عشق اش گذاشت و با آرامش گفت : من حالم خوبه میشه یه تماس با جیمین شی بگیری که برگشتن یا نه
جونگ کوک با بهم ریختن موهایش خواب‌آلود گوشی اش را برداشت
به زور به صفحه گوشی نگاه میکرد تا اینکه شماره پسر عمویش را یافت و باهاش تماس گرفت بوق میخورد ولی جواب نمی‌داد
بعد از چندین بوق قطع کرد یه سول با حامله گی اش خیلی احساسی شده بود با نگرانی لب زد : با هویون تماس بگیر خواهش میکنم
جونگ کوک از نگرانی بی‌جای مادر بچش دستی به صورتش کشید و با هویون تماس گرفت اما در کامل تعجب اونم جواب نداد جونگ کوک گوشی را کنار گذاشت و با خواب آلودگی گفت : حتما توی پارتی هستن مزاحم شون نشیم
یه سول که قانع شده بود با صدای ملایم دست عشقش را فشرد و گفت : باشه عزیزم معذرت می‌خوام که بیدارت کردم
جونگ کوک : اشکالی نداره بگیر بخواب
خیلی زود روی تخت دراز کشید و به خواب رفت یه سول به آرامی کنارش دراز کشید و پتو را روی خودش کشید صورت عشقش در یک سانتی صورتش بود لبخندی زد و آروم با دستش صورت جونگ کوک را لمس کرد
و موهایش را بهم ریخت خنده ای کرد و نزدیک تر شد چشم هایش را بست
نفس های داغ مرد کنارش به صورتش میخورد....
دیدگاه ها (۳)

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۹۵گاهی وقت ها پیچیده ترین رویداد های...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۹۶جیمین جدی اخمی کرد و دستش را دور آ...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۹۳هویون به آسمان شب که پر از ابر بود...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۹۲استرس، خشم، ناراحتی، اینها احساسات...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۲۱۹جیمین به آرامی دستش را روی موهای ...

ناپلئون گمشده (فصل اول)

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۱۵جیمین جدی گفت : آره بخاطر همین دلیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط