40
تاریخ عربها و اسرائیلیها - 14
_____________________
در 13 ماه مارس سال 624 ز. {زادروزی}(میلادی) ، میان پیروانِ «محمدابنعبدالله» (1) و «تیرهء (طایفهء) عرب قریش» (2) ، که تیرهء (طایفهء) خودِ محمد نیز بود ، «جنگ بدر» (3) ، که نخستین نبردِ فرجا (مهم) میان این دو گروه بود ، در کنار «چاههای بدر» (4) درگرفت (3).
یک ماه پیش از آغاز «جنگ بدر» ، به «محمدابنعبدالله» گزارش (خبر) داده شده بود که «ابوسفیان» (5) ، رهبر تیرهء (طایفهء) «قریش» ، کاروانش را در «لوانت» (سوریه) ، پر از جنگافزار (سلاح جنگی) کرده ، و به سوی مکه در حال جابجا شدن است (3) . محمد ، با شنیدن این گزارش (خبر) ، 313 رزمندهء خود را آماده کرد ، و به سوی «چاههای بدر» ، که بر سر راه بازرگانی میانِ شهرِ «بصرا» و «استانِ یمنِ ایران» بود ، پیشروی (حرکت) کرد ؛ ولی «ابوسفیان» ، که از این گُردانکشیِ محمد ، آگاه شده بود ؛ گذرراه (مسیر) خود را دگرش (تغییر) داد ، تا با گُردانِ محمد ، درگیر نشود ؛ و همگاهانه (بطور همزمان) ، پیکی را به مکه فرستاد ، و از جانشین خود در مکه ، درخواست نیروی رزمی کرد ؛ و چیزی نگذشت که «عمرو ابن هشام» (6)(7) ، بهمراه گردانِ بزرگی که آماده کرده بود ، به سوی «چاههای بدر» ، راه افتاد (3).
با شنیدنِ گزارش (خبر) رسیدنِ گُردانِ کمکی مکهایها ، ابوبکر (8) خواهان پسنشینی (عقبنشینی) گُردانِ محمد به یثرب (مدینه) شد ؛ ولی «مقداد ابن اسود» (9) ، از نوبومرُوان (مهاجرین) «یمنی تبار» ، و «سعد ابن عباده» (10) ، از یاریدهندگان (انصار) «یمنی تبار» ، از جنگیدن پشتیبانی کردند ؛ و پایابراین (بنابراین) ، گُردانِ محمد ، رفتن به سوی «چاههای بدر» را پی گرفتند ، و سرانجام در این جنگ ، پیروز شدند ؛ و با هفتاد بندی (اسیر) از گُردانِ ابوسفیان ، و یغماهائی فراوان ، به مدینه بازگشتند (3).
یادآوری میشود که «ابوسفیان» خواهانِ ناسوگیری (بیطرفی) کردن میانِ ایران و روم بود ، ولی «محمدابنعبدالله» ، خواهان آن بود که یک سپاه «عربی- یمنی» را پدید بیاورد ، و با آن ، به سپاهیانِ «ایرانِ ساسانی» بتازد ، و از این راه ، به «امپراتوری روم خاوری» {بیزانس} (11) کمک کند.
پس از «جنگ بدر» ، تا روی دادن «جنگ احد» (12) ، نُه جنگ کوچک ، رخ دادند (13).
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Quraysh
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Badr
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Badr,_Saudi_Arabia
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Abu_Sufyan_ibn_Harb
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Amr_ibn_Hish%C4%81m
(7) «عمرو ابن هشام» ، همان کسی بود که محمد به او ، بَدنامِ (لقبِ بدِ) «ابوجهل» را داده بود
(8) https://en.wikipedia.org/wiki/Abu_Bakr
(9) https://en.wikipedia.org/wiki/Miqdad_ibn_Aswad
(10) https://en.wikipedia.org/wiki/Sa%27d_ibn_Ubadah
(11) https://en.wikipedia.org/wiki/Byzantine_Empire
(12) https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Uhud
(13) https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_expeditions_of_Muhammad
نوبومرُوان و یاریدهندگان (مهاجرین و انصار)
یَغما : اموال غارتشده
هر گُردان ، دارایِ 300 تا 1000 تن رزمنده میباشد
_____________________
در 13 ماه مارس سال 624 ز. {زادروزی}(میلادی) ، میان پیروانِ «محمدابنعبدالله» (1) و «تیرهء (طایفهء) عرب قریش» (2) ، که تیرهء (طایفهء) خودِ محمد نیز بود ، «جنگ بدر» (3) ، که نخستین نبردِ فرجا (مهم) میان این دو گروه بود ، در کنار «چاههای بدر» (4) درگرفت (3).
یک ماه پیش از آغاز «جنگ بدر» ، به «محمدابنعبدالله» گزارش (خبر) داده شده بود که «ابوسفیان» (5) ، رهبر تیرهء (طایفهء) «قریش» ، کاروانش را در «لوانت» (سوریه) ، پر از جنگافزار (سلاح جنگی) کرده ، و به سوی مکه در حال جابجا شدن است (3) . محمد ، با شنیدن این گزارش (خبر) ، 313 رزمندهء خود را آماده کرد ، و به سوی «چاههای بدر» ، که بر سر راه بازرگانی میانِ شهرِ «بصرا» و «استانِ یمنِ ایران» بود ، پیشروی (حرکت) کرد ؛ ولی «ابوسفیان» ، که از این گُردانکشیِ محمد ، آگاه شده بود ؛ گذرراه (مسیر) خود را دگرش (تغییر) داد ، تا با گُردانِ محمد ، درگیر نشود ؛ و همگاهانه (بطور همزمان) ، پیکی را به مکه فرستاد ، و از جانشین خود در مکه ، درخواست نیروی رزمی کرد ؛ و چیزی نگذشت که «عمرو ابن هشام» (6)(7) ، بهمراه گردانِ بزرگی که آماده کرده بود ، به سوی «چاههای بدر» ، راه افتاد (3).
با شنیدنِ گزارش (خبر) رسیدنِ گُردانِ کمکی مکهایها ، ابوبکر (8) خواهان پسنشینی (عقبنشینی) گُردانِ محمد به یثرب (مدینه) شد ؛ ولی «مقداد ابن اسود» (9) ، از نوبومرُوان (مهاجرین) «یمنی تبار» ، و «سعد ابن عباده» (10) ، از یاریدهندگان (انصار) «یمنی تبار» ، از جنگیدن پشتیبانی کردند ؛ و پایابراین (بنابراین) ، گُردانِ محمد ، رفتن به سوی «چاههای بدر» را پی گرفتند ، و سرانجام در این جنگ ، پیروز شدند ؛ و با هفتاد بندی (اسیر) از گُردانِ ابوسفیان ، و یغماهائی فراوان ، به مدینه بازگشتند (3).
یادآوری میشود که «ابوسفیان» خواهانِ ناسوگیری (بیطرفی) کردن میانِ ایران و روم بود ، ولی «محمدابنعبدالله» ، خواهان آن بود که یک سپاه «عربی- یمنی» را پدید بیاورد ، و با آن ، به سپاهیانِ «ایرانِ ساسانی» بتازد ، و از این راه ، به «امپراتوری روم خاوری» {بیزانس} (11) کمک کند.
پس از «جنگ بدر» ، تا روی دادن «جنگ احد» (12) ، نُه جنگ کوچک ، رخ دادند (13).
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Quraysh
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Badr
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Badr,_Saudi_Arabia
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Abu_Sufyan_ibn_Harb
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Amr_ibn_Hish%C4%81m
(7) «عمرو ابن هشام» ، همان کسی بود که محمد به او ، بَدنامِ (لقبِ بدِ) «ابوجهل» را داده بود
(8) https://en.wikipedia.org/wiki/Abu_Bakr
(9) https://en.wikipedia.org/wiki/Miqdad_ibn_Aswad
(10) https://en.wikipedia.org/wiki/Sa%27d_ibn_Ubadah
(11) https://en.wikipedia.org/wiki/Byzantine_Empire
(12) https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Uhud
(13) https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_expeditions_of_Muhammad
نوبومرُوان و یاریدهندگان (مهاجرین و انصار)
یَغما : اموال غارتشده
هر گُردان ، دارایِ 300 تا 1000 تن رزمنده میباشد
- ۳.۳k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط