دلم می خواهد که بنویسد٫اما زبانم نمی گذارد٫یا بهتر است که

دلم می خواهد که بنویسد٫اما زبانم نمی گذارد٫یا بهتر است که بگویم دل و
زبان حرفشان یکی است.ولی زبان کمرو است٫اما این دل و عقل اند که با
هم در جنگ و جدال هستند٫دل می گوید آری و عقل جواب سردی می دهد
و می گوید.نه!ولی دل٫دل است.اما این عقل است که صاحب دل است ٫
دل است که عاشق می شود٫عقل که تصمیم می گیرد.دل می گوید اجازه
ما نیز دست عقل است٫با اجازهٴ عقل٫آری٫روزگار و سرنوشت می گویند
مبارک است.عقل می گوید چه چیز مبارک است؟سرنوشت می
گوید:مردانگی تورا!عقل می گوید:اگر من مرد بودم به خواستهٴ دل عمل
نمی کردم
دیدگاه ها (۱)

💠پیرو و شیعه واقعی، آبرو و زینت اهلبیت علیهم السلام است.عَنْ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :خب، اگر هیچ اعتقادی به...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش اول_اگر روزی تورا ببوسم و وارد جهنم شوممی‌توانم...

• ─────『 ✦ 』───── •کالبدشکافیِ انسدادِ انساناطلسِ ۲۲ گناهِ م...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۱. ترازِ ارادهای خدایِ...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :تعریف و معنی درست واژگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط