.

.
نزهت: این چیه؟
مرد: لباسهای زندانیتون، دیگه لازمش نداره.
نزهت: این که سوراخ سوراخه.
مرد: خون هاشو درست نتونستن پاک کنن. لابد خودتون یه فکریش می کنین.
نزهت: داداش؟
مرد: ای بابا، اون که کهنه شد ، خبر نداشتین؟
نزهت: دروغ می گی ، چرا اذیتم می کنین؟ من هر کاری گفتن کردم _ من هر کاری گفتن کردم _ این مال من نیست.
مرد: گفتم که امروز میبینیدش ، بیاین نگاه کنین ، بهترین عکسشو چاپ کردن . خبرش امشب توی همه ی روزنامه ها هست.

( نزهت نگاه می کند ، تصویر صفحه ی روزنامه با عکس و‌خبر. نزهت میخکوب عربده می کشد..)

#آینه_های_روبرو
#بهرام_بیضایی
#محمد_رحمانیان
دیدگاه ها (۱)

صدف

سارا خوئینی ها و پدر مرحومش روحش شاد

امروز روز ملی سینمای عزیز است.روزش به همه‌ی ما مبارک.این روز...

ویو جونگکوک بی حس جواب داد+ هوم. دلم برا جیسو تنگ شده بود ام...

Forced marriagePart1به سمت اداره رفتم +لونا این مدارک ببین ...

---PART 12[ویو آرین]از وقتی اون نگاه عجیبش رو دیدم، دیگه نتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط