عبور باد از لای چتری های بلوندت را دیدم

عبور باد از لای چتری های بلوندت را دیدم
و تار مویی را که پیشانی ام را قلقلک میداد
به زیر مقنعه هدایت کردم
به استین های کوتاه مانتویت خیره شدم
و ساق دست هایم را صاف کردم
به مانتوی نازک و یقینا خنک تو فکر کردم
و چادرم را روی سر مرتب کردم
برای من همین بس بود که
راننده ی تاکسی مرا با احترام خانوم خطاب می کند
تو را خانومی!
دیدگاه ها (۲)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

عبور باد از لای چتری های بلوندت را دیدم و تار مویی را که پیش...

عبور باد از لای چتری های بلوندت را دیدم و تار مویی را که پیش...

چ مثل چادر..... بانویی می گفت: عبور باد از لای چتری های بلو...

‌فرفریا دستا بالا 😍🙌‌من از اینکه موهای فِری داشتم همیشه متنف...

من از اینکه موهای فِری داشتم همیشه متنفر بودم ، اصلأ این موج...

من از اینکه موهای فِری داشتم همیشه متنفر بودم ، اصلأ این موج...

آوای دروغین

چندشاتی جونگکوک(پارت۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط