شاعر شده ام غرق غزل های غم انگیز

شاعر شده ام غرق غزل های غم انگیز
حالا منم و زردی و بی برگی و پاییز

حالا منم و حسرت آغوش محالت
حالا منم و یک دل از غم شده لبریز
دیدگاه ها (۱)

💜💜قسم بہ غروب پاییزو بہ پچ‌پچ‌هاے عاشقانه‌ے برگ‌هاے در حال ا...

موسیقی

مے سرایم #ܝߺ̈ߺߺوو چشمان #ܝߺ̈ߺߺو رانࡀ سپید؎نࡀ غزل#ܝߺ̈ߺߺویے آن...

اصلأ به دنیا آمدم دیوانه ات باشم گاهی یک نفر چنان با تار و پ...

رها🦋چقدر غم انگیزه حال زنی کهتو زندگی ای گیر افتاده که دیگه ...

حواست هست ؟حواست هست یه تابستون دیگه هم گذشت ؟رسیدیم به پایی...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

پاییز زیبا ای فصل خزان و عاشقی..کمی با ادم های امروزت مهربان...

شهریار، شاعر لحظه‌های عاشقانه و دلتنگی‌های انسانی، با شعرهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط