چہ شبهایی

چہ شبهایی
كہ بدون تو سپرے نشد
چہ اشك هايى كہ در نبودنت نريخت
الان جلوے پنجرہ ايستادہ ام
با چاے داغ
و یاد روز هاى خوشى
كہ باهم زیر بارون مى رفتیم
هنوز رنگ چتر ترا بہ خاطر دارم
مثل شب هاى بى ستارہ ے من بود
دیدگاه ها (۰)

دریاى منىدر من مى خروشىدر تو غرق مى شومبا من رازيستكه فقط ما...

🌺قشنگ ترین عشق💫نگاه خداوند بر بندگان است🌺هر کجا هستید به💫به ...

نامہ برمدلنوشتہ ام راپر پروازت كنبا عشق بپرسوى كوى اوبا مهر ...

روزنہ اى بر سياهىدريچہ اىبر پلہ هاے بلندبالاهنوز هوا روشن اس...

انگار که عاقبتِ جنوب همین است ، زخمی باشد ، سرشار از دردِ بس...

خداوندا! چگونه دیدی و خاموش ماندی در تماشایشکستن‌های گل در ب...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط