ای که راحت می توانی از زلیخا بگذری

ای که راحت می توانی از زلیخا بگذری
می شود از زشتی ما نیز زیبا بگذری

یوسف از جرم برادرهای دل سنگش گذشت
تو نمی خواهی خدای یوسف از ما بگذری

قهر حق توست اما عفو شأن رحمت است
حال خود دانی که باید نگذری یا بگذری

در قیامت که شفاعت هست آیا می شود
پیش از آنکه پر شود پیمانه ما بگذری

گفتم این امواج غرقم می کند،گفتی برو
با عصای گریه ات باید ز دریا بگذری

معصیت راه مرا از شش جهت بسته ولی
پای شش گوشه صدایت می زنم تا بگذری
دیدگاه ها (۱)

دلی دارم که تنگ مشهد توست به سر شوق حریم گنبد توست ...

حسین جان!!!روزی که شود " اِذَا السَّمٰاء ُانْفَطَرَت "وانگه ...

گیرم که باران هم آمد...همه چیز را هم شست...هوا هم عالی شد......

سکوت گورستان رامیشنوی؟دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ... میرسد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط