حال گلها خوب است ، صدای سرفه از گلخانه حیاطمان نمی آید، پ

حال گلها خوب است ، صدای سرفه از گلخانه حیاطمان نمی آید، پنجره ها برای زمستان شکلک در نمی آورند که پنجره ها خودشان زیر پرده های کلفت جای گرم و نرمی داشته اند .می دانم دلخوریشان از سرما به خاطر درختان برهنه و پرنده های آواره بوده است. من هم کارتن ها را از زیرزمین می برم بالا که معمولا در انتهای پاییز خیالات و آرزوهایم را کارتن کارتن می کنم، با نخ قند قرصی می بندم و در زیرزمین روی هم می چینم . درِنخستین کارتن را که باز می کنم، عطر بهار خانه مان را غارت می کند . همه چیزهای خوب و قشنگ هم سر راه بهارند، مثل نسیم که دست زیر لباس سیب ها می کند، یا باد که طره ای از زلف عاشق را پریشان کرده .
Kurd man
Kurdistan
.....
دیدگاه ها (۶)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦ _بخش اول_ حالا وقتش نیست که ب...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 2 | مرد عنکبوتی سیاهکه یهو....تَق!صدای برخورد چیزی ب...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

when silence became a scream last part

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط