پیرمردی موبایلشو برد تعمیر کنه،

پیرمردی موبایلشو برد تعمیر کنه،
بعداز مدتی آقای فنی اومد گفت : موبایلت سالمه پدرجان،چیزیش نیست..
پیرمرد با صدای غمگین گفت: پس چرا کسی از بچه هام زنگ نمیزنه...
دیدگاه ها (۲)

وچه زیبا گفت پروفسور اسماعیل ملک زاده:پولدارى؛منش است و ربطى...

" شک نکن " دنیا همینه :.مرد بودن " دَرد " دارد ..... نامرد ب...

میان آرزوی تو ومعجزه خداوند، دیواری است به نام اعتماد. پس اگ...

خدا هوای اینها رو داره ، ما که جای خود داریم.

you like it پارت⁸لباسش که پایین تخت بود و جلوش گرفت و با صدا...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p2همه رفتیم تو کل...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

وقتی استادت بودP:2ویو ا.ت:+نیس..._اهمممبرگشتم دیدم کوکه و با...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

☆‌عشق اجباری من✧P5ویو سوهامی‌خواستم جواب تهیونگ رو بدم که یه...

پارت¹⁹ •sad rose•تهیونگ: ت....تهی نه نه نه تهییییی بلند شو ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط