مَثلا چـــــــــــــــے میشُد یِڪے واسہ من پُست قَشَنگ می

مَثلا چـــــــــــــــے میشُد یِڪے واسہ من پُست قَشَنگ میزاشت؟!............

مَثلا چـــــــــــــــے میشُد یِڪے تا اِسمِ من میومد لبخَند میزَد؟!...................

مَثلا چـــــــــــــــے میشُد یِڪے شَبا بہ من فِڪر میکَرد تا خوابِش بِبَره؟!.....

مَثلا چـــــــــــــــے میشُد یِڪے مُہم تَرین قِسمَتِہ زِندِگیش من بودم؟!.......

مَثلا چـــــــــــــــے میشُد یِڪے تَحَمُل اشکامو نَداشت؟!.........................

مَثلا چـــــــــــــــے میشُد یِڪے همیشہ سعے میکَرد مَن شاد باشَم............

مثلا چـــــــــــــــے میشد یڪے منو باور داشت ؟!.................................

ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چـــــــــــــــے میشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

«قمار عشق »Part:21پسر که داشت با ذوق درمود جفت ایندش حرف میز...

[ چندپارتی تهیونگ] [ پارت پنجم]ات با صدایی لرزون و گرفته گفت...

Part ²⁰ویو لیلیخوابوندمش رو تخت و پتو رو کشیدم روش چند روز ب...

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد... چشمامو باز کردم،با سقف...

سناریو مایکی پارت۷

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part آخرجونگکوک سر تکو...

درسته...اعضای بانتن بودن..که خانواده بی گناه ا.ت رو کشته بود...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سر یک موضوعی قهر کردیم ولی اون طاقت دعوا...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط