روزهای رفته زندگی را ورق می‌زنم

روزهای رفته زندگی را ورق می‌زنم
چه خاطراتی که زنده نمی‌شوند
چه روزها که دلم می‌خواست تا ابد تمام نشود
چه روزها که هر ثانیه‌اش یک سال گذشت
چه فکرها که آرامم کرد
چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود
چه لبخندهایی که بی اختیار
بر لبانم نقش بست
چه اشک‌هایی که بی اراده
از چشانم سرازیر شد
چه آدم‌ها که دلم را گرم کردند
چه آدم‌ها که دلم را شکستند
چه چیزها که فکرش را هم نمی‌کردم و شد
چه آدم‌ها که شناختم و چه آدم‌ها
که فهمیدم هیچ‌گاه نمیشناختمشان
و چه........
و سهم من از این همه , یادش بخیر می‌شود
کاش ارمغان روزهایی که گذشت 
آرامشی باشد از جنس خدا
آرامشی که هیچ‌گاه تمام نشود....
دیدگاه ها (۰)

دردناک‌ترین بخشِ زندگی اینجاست که می‌بینی تقویم ورق می‌خورد،...

به ZB1 عزیزم،سه سال گذشته… سه سال از روزی که ۹ نفر کنار هم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط