پیشگو باشی و بفهمانی

پیشگو باشی و بفهمانی
که غروب از طلوع معلوم است
به کجا میروم که در این راه
ته خط از شروع معلوم است

تلخ مثل همین که مینوشی
واقعیت برای غمگینهاست
فال من را نگیر میدانم
زندگی قهوه ای تر از اینهاست


#یاسر_قنبرلو
دیدگاه ها (۱۱)

خودم را بی تو دلخوش میکنم جانابه هر نوعی ...

یک زن مگر چقدر قدرت دارددر بزند ،و کسی در رابرایش باز نکند.....

#چالش_موهیچی دیگه ،مام منشوری شدیم رفت ،:-D البته موهای پنج ...

‌ آدمهایی که تنهایی رادوست دارند ..یک زمانی یک نفر راآنقدر د...

پارت چهارم: طعمِ متفاوتِ قهوهرزا برای چند لحظه خشکش زده بود....

پارت ۲۷روز بعد — فاصلهصبح، ته‌سوک زودتر از همیشه خانه را ترک...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت دهـم هجدهم جولای قه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط