گاندی خطاب به معشوقه اش :

گاندی خطاب به معشوقه اش :
خوبِ من ، هنر در فاصله هاست ...
زیاد نزدیک به هم می سوزیم و زیاد دور از هم یخ می زنیم .
تو ، نباید آنکسی باشی که من میخواهم ، و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی .
کسی که تو از من می خواهی بسازی یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت .
من باید بهترین خودم باشم برای تو و تو باید بهترین خودت باشی و بشوی برای من ....
خوب ِ من ، هنرٍِِ عشق در پیوند تفاوت هاست و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها . . .
زندگی ست دیگر...
همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست ،
همه سازهایش کوک نیست ،
باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ،
حتی با ناکوک ترین ناکوکش،
اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن،حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد،به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند ،به این سالها که به سرعت برق گذشتند،به جوانی که رفت،میانسالی که می رود،حواست باشد به کوتاهی زندگی،به زمستانی که رفت ،بهاری که دارد تمام می شود کم کم،ریز ریز،
آرام آرام،نم نم
دیدگاه ها (۶)

بزرگترین اشتباه عمرم این بود که:.............به بابام پیشنها...

نامه ی پادشاه مصر به کوروش بزرگ:ما برای شرف میجنگیم و شما بر...

بز درونت را بکش!!!روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند.د...

وقتی قدم به کاشانه قلبم نهادی، ویرانه این قلب شکسته را امیدی...

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart:26ا.ت:"خب چه فای...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

وقتی سرما خورده بود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط