زمین عاشق شد و آتشفشان کرد و هزار هزار سنگ آتشین به هوا ر

زمین عاشق شد و آتشفشان کرد و هزار هزار سنگ آتشین به هوا رفت.
خدا یکی از آن هزار هزار سنگ آتشین را به من داد تا در سینه‌ام بگذارم و قلبم باشد.
حالا هروقت که روحم یخ می کند،
سنگ آتشینم سرد می شود و تنها سنگش باقی می ماند و هروقت که عاشقم، سنگ آتشینم گُر می گیرد
و تنها آتش‌اش می‌ماند.
مرا ببخش که روزی سنگم و روزی آتش.
مرا ببخش که در سینه‌ام سنگی آتشین است. 

عرفان نظر آهاری
دیدگاه ها (۴)

دوستت‌ می‌دارم!چونان‌ بلوطی‌ که‌ زخم‌ یادگارِ عشقی‌ برباد رف...

نیستی کم! نه از آیینه نه حتی از ماهکه ز دیدار تو دیوانه ترم ...

یه متن خیلی جالب پیدا کردم از کتاب فارسی اول دبستان سال ١٣٢٤...

خیلی جالبه به امتحانش می ارزه !ﮔﻮﺷﯿﻬﺎﺗﻮﻥ ﻫﻤﻪ ﻟﻤﺴﯿﻪ،ﺑﺎ اشیاء ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط