من در سکوت ماه

من در سکوت ماه
ویرانه ات شدم

در خرمن تنت
پروانه ات شدم

در بوی زلف تو
آواره ات شدم


جاری شدم به شب
تنها شدم به روز

رویت بدیدم
و
دیوانه ات شدم
دیدگاه ها (۶)

ای غزلهای نگاهت همه قربانی عشقدعوتم کن تو شبی باز به مهمانی ...

ساحل آغـوشت را بیاور!کشتے احســاسم لمس تن تو را میخواهددر وس...

دلم اندازہ ے یڪ شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ ڪہ با ذهن خودم در...

دلا آخر تو را دیوانه کردند

سلام، ستاره‌ی آسمانم...هفت ماه گذشته و هنوزشب، بوی نبودنت را...

غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آیدمِی ز لبخند تو در ساغر جان می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط